فريد الدين العطار النيسابوري

242

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )

باش تا از خواب بيدارت كنند * در نهادِ خود گرفتارت كنند باش تا فردا جفاهاىِ تو را * كافرىها و خطاهاىِ تو را ، پيش رويت عرضه دارند آن همه * يك به يك بر تو شمارند آن همه چون بسى آوازِ طاس آيد به گوش * مىندانم تا بماند عقل و هوش اى چو مورى لنگ در كار آمده * در بُنِ طاسى گرفتار آمده چند گِردِ طاس گردى سرنگون * در گذر كاين هست طشتى غرقِ خون در ميان طاس مانى مبتلا * هر دم آوازى دگر آيد تو را پر برآر و در گذر اى حق شناس * ور نه رسوا گردى از آوازِ طاس ديگرى پرسيد ازو كاى پيشوا * هست گستاخى در اين حضرت روا ؟ گر كسى گستاخيى يابد عظيم * بعد از آنْش از پى درآيد هيچ بيم ؟ چون بود گستاخى آنجا باز گوى * دُرِ معنى بر فشان و راز گوى . گفت هر كس را كه اهليّت بود * محرمِ سرِ الوهيّت بود